دوشنبه، بهمن ۰۳، ۱۳۸۴

بابا تو ديگه کي هستي؟

،با دو کلام حرفت
دل از من روبودي
کلي رهنمودم نمودي

کاشکي زودتر تو را مي شناختم
کاشکي بيشتر تو را مي شناختم

با آرزوي موفقيت و به آخر رسيدن فراق يار

۳ نظر:

طیبه گفت...

...چه خبر شده مشکوک :D این همه شعر عشقولانه از خودت در وکردی ؟

کامیار گفت...

داستان چند تا اتفاق متفاوت است که با هم تو یک شب پیش آمد

طیبه گفت...

خوشحالم ..ایشالا همیشه خبرای خوش برسه.