پنجشنبه، اسفند ۰۴، ۱۳۸۴

من هم که همه کاري تو اين چند روزه کردم جز درس خوندن. انگار نه انگار که هفته ديگه دو تا امتحان ناراحت دارم. آخه حسش اصلان نيست يا بهتره بگم که نبود. حالا خيلي بهترم، راسيايتش چند تا تلفن و خبر هاي خوب حالم را جا آورد. آخر نمرديم و يکي با ما همدردي کرد و مي دونست بر من چي گذشته و مي گذره، يک جورهايي ما را فهميد، اما نميدونم من چه قدر او را؟
امشب که فعلا تو حس و حال خوبي هستم و نمي خواهم امشب را با اسم ويروس هاي
.مختلف خراب کنم. حالا نميدونم فردا براي درس نخوندن چه بهونه اي مي تونم بيارم
... اما فردا قطعا جدي شروع مي کنم

۴ نظر:

طیبه گفت...

ایشالا همیشه خبرای خوش بهت برسه../ درس ات رو هم بخون..

قهوه چی گفت...

اولا سلام. دوما اینکه عزیز برادر وقتی بعد از یه مدت آپ میکنی یه خبری چیزی بده که مجبور نشم چند تا پست را با هم بخوانم! سوما اینکه تا واخنینگن اومدم و یه هفته هم لونترن (نزدیک ایده) بودم ولی دانشگاه را فرصت نکردم ببینم. چهارم اینکه مطالب ات جالب بود. پنجم اینکه ان شاءالله که همیشه شاد باشی. ششم اینکه موفق باشی. هفتم اینکه خداحافظ!!!

حرفهای معمولی گفت...

چه خوب که خبر خوب شنیدین

irwa گفت...

با سلام ، وب نوشت گروهی ایروا در نظر دارد به منظور ایجاد انسجام بیشتر در فعالیت ها و تقویت همکاری های گروهی ، مدیرانی از میان نویسندگان ایروا برای وب نوشت های هر کشور برگزیند. از اینرو از همکاران محترم ایروا که مایل به قبول این مسئولیت هستند درخواست می شود که در بخش نظر ها آمادگی خود را اعلام نمایند.