یکشنبه، اسفند ۲۶، ۱۳۸۶

زنده به گور

دلم را الكي بهش خوش كردم. دلش با من نيست. مي دونستم. آن دفعه كه ديدمش، از صورتش خواندم. شايد آن روز يادش رفته بود كه احساساتش را آرايش كند. سال ها از آن ديدار مي گذرد و سال هاست كه قلبم از آن نگاه اوليه، ديگر براي هيچ مي تپد. كاشكي كاشكي كاشكي هيچ وقت نمي ديدمت. كاشكي. كاشكي مي توانستم كاسه دلم را سوي هر كس نگيرم وعشق را گدايي نكنم. اين احساسات هوسي من به جايي نخواهد رسيد
تجربه آن يار قديمي كه ازدواج كرد گويي برايم كافي نبود. وقتي عكس هاي عروسي ات را ديدم، تا چندين روز به هيچ فكر مي كردم. خودم را هزار بار نفرين كردم و پري قصه ام را احسنت! باز حداقل از اين خوشحالم كه هنوز جواب ايميل هايم را مي دهدي و از احوال هم با خبريم. لعنت به اين فاصله هزاران كيلومتري كه آخر كار خودش را كرد و ما را از هم جدا نمود. ياد آنروز كه براي اولين بار دست همديگر را گرفتيم و دست در دست در خيابان ميرداماد قدم زديم را هيچ وقت فراموش نخواهم كرد. ياد آن عروسك شير كه به مناسبت ولانتاين ازت كادو گرفتم و هميشه بالاي كتاب خانه ام بود را هم همين طور . آن ايام اولين عشق زندگي ام گذشت و امروز خبر ازدواجت، مرا زنده به گور برد. هر چند راه زندگي امان مدت ها بود كه جدا شده بود و دليلي براي دلبستگي نداشتيم، اما دل من چيزي ديگري مي گفت. ديگر اين حرف هاي من آب در هاون كوبيدن است. تو را بخير و ما را به درك

۳ نظر:

هدیه گفت...

Kamyar jaaan , Norouzet mobarak!
na nemidoonam naghashi kare kiye, hatta search ham nakardam bebinam kare kiye, age to midooni be manam begoo,,,,Posteto khoondam,,,Sarneveshte ma adama ajibe, yaraye ghadimi hamishe ezdevaj mikonan nemidoonam chera! beharhal ezdevaje ye yare ghadimi payane rah va DARAK nist , oono be kheir azizam va toro ham be kheir!
az koja maloom ke yaraye ghadimi ye rooz dobare dar masire ham gharar begirand na?...be farda labkhand bezan va be in fekr kon ke shayad yare jadidi az rah berese ke natanha jaye khaliye ghabli ro por kone balke aslan nimeye gomshodat bashe...baray behtarin haro dar sale jadid arezoo mikonam,,,

sogol گفت...

ama hichki yaare ghadimi nemishe,engaar dele adam kase digaro baavar nemikone

pari گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.