یکشنبه، مهر ۰۷، ۱۳۸۷

نمی دانم دلیل اصلی نوشتتم در این بلاگ چیست، و این را نیز می دانم که قلم شیوایی ندارم، و يا قادر به نوشتن مقالات ادبی، سياسی و يا ديگر مباحث نيستم. شاید تنها دليل اينجا بودن و نوشتنم، بيان و ابراز احساساتم و يا حسن استفاده ای جهت رابطه با دوستان مجازی و حقيقی ام باشد

چند وقتی ای است كه با دنيای مايكروسافت ويندوز خداحافظی كرده ام و روی به مك آورده ام. اين خود باعث تحولی بزرگ و باز شدن پتجره جديدی در زندگی روزمره ديجيتالی من شد. سيستم عامل مك دنيای خاص خودش را دارد كه قابل قياس با ويندوز نيست و شامل نرم افزارهای كاملاً متفاوتی است كه من در اين ۱۲ سال اخير با آن ها كار كرده ام. از مزيت های عمده آن می توان به كارآمدی بالای مك دربهبود سرعت پردازش اطلاعات، گرافيك بالا، يادگيری و استفاده آسان از تمام قابليت های كامپيوتر، عدم هنگ كردن و يا عدم نياز به هر گونه نرم افزار های آنتی ويروس است. در ضمن ظاهری زيبا، طراحی منحصر به فرد و سبك وزنی از ديگر مزايای مك بوك است

جهت بالا بردن كارآمدی در وقتم، تمام مسنجر ها از جمله ياهو مسنجر، گوگل تاك و ام اس ام مسنجر را كنار گذاشته ام و ديگر از آن ها استقاده نمی كنم. و حتي هيچ كدام از آن ها را روی مك بوك جديدم نصب نكرده ام. چون تنها دليل برای اتلاف وقت و عدم تمركز هنگام مرور در وب می شد. فقط هر از چند گاهی از ور‍‍‍ژن وب مسنجر ياهو جهت ديدن پيام رفقا استفاده می كنم و ايميل و تلفن را در اولويت روش های تماس با دوستانم قرار داده ام

ايرانيان تورنتو با ايرانيان مقيم اروپا و بخصوص هلند شباهتی جز در كشور محل تولدشان ندارند. در ظاهر از قدرت اجتماعی و اقتصادی بيشتری بهره می برند كه خود باعث افزايش تعداد اشخاص موفق در ضمينه های سياسی، علمی و اجتماعی شده است. از خيابان يانگ كه مملو از مغازه های ايرانی است گرفته، تا حضور يك ايرانی در مجلس انتاريو. پزشك، مهندس، معلم، كارمند بانك، سوپر، رستوران ايرانی و يا از ديگر اصناف حتی فال گير ایرانی هم يافت می شود كه باعث استقلال نسبی ايرانيان شده است، به گونه ای كه خيلی از آنها فقط مشتری ايرانی دارند يا خيلی از ايرانيان آن چنان تلاشی برای يادگيری زبان انگليسی نمی كنند. البته منظورم بيشتر شامل افراد مسن و يا ديگر افرادی است كه ميلی به ادغام شدن با جامعه كانادايی را ندارند و فقط خواهان حضور فيزيكی در اين كشور هستند. از طرف ديگر اكثريت ايرانيان اجتماعات كوچكی شامل چند خانواده تشكيل داده اند كه شايد ناشی از تفاوت زياد طبقاتی و عدم اطمينان به يكديگر است. طيف ايرانيان تورنتو اين قدر زياد است كه قادر به طبقه بندی آن ها نيستم چون نه علم اين كار را دارم و اينكه تنها ۶ هفته است كه در اين ابر شهر نفس می كشم و ايرانيان زيادی را نمی شناسم. اما در برخورد اولم با دانشجويان دانشگاه يورك و يا ديگر خانواده هايی كه از طريق سيروس و دكتر آشنا شده ام، متوجه اين چنين تفاوت فاحشی در بين خود ايرانيان، مقيم تورنتو و همچنين مابين آنها و ايرانيان هلند شده ام

ياد سخنراني احمد شاملو تحت عنوان آلودگی زبان در دانشگاه بركلی افتادم وقتی كه در جلسه معارفه انجمن ايرانيان دانشگاه يورك كل سخنرانی به انگليسی برگزار شد در حالی كه همه حاضرين ايرانی بودند و بعد از جلسه وقتی كه بعضی از حضرات با زحمت فراوان می خواستند فارسی صحبت كنند بيشتر آن را با زبان انگليسی تركيب و تخريب می كردند. چه بهتر كه اصلا تلاش نمی كردند

پ.ن. سیروس و دکتر، اسم های مستعار دو شخصیت واقعی هستند

۲ نظر:

ناشناس گفت...

doci joon, damet oooli, damet garm ke oonja dari oonja khob ja miofti, ma ke inja harchi ja mindazim ja nemiyofte;) Mr bishtar benevis az oonvara ke ma hesabi fanetim. take car kon haji.

هدیه گفت...

کامیار جان چطوری دوستم؟ خوشحالم که خوب و خوش هستی و داری جا میوفتی. از اونجا و تجربه هات بیشتر بنویس. تو هم قلم قشنگی داری هم اینکه شیوا مینویسی. پس بنویس