سه‌شنبه، آذر ۰۸، ۱۳۸۴

FC Utrecht مرگ مدافع 26 ساله باشگاه

دوید دی توماسو، مدافع 26 ساله باشگاه اف سی اوترخت هلند، دوشنبه شب در منزل شخصی خود، در هنگام خواب درگذشت. این در حالی است که او دوشنبه و یک روز بعد از بازی با آژاکس تمرینات خود را بدون مشکل انجام داده بود. و به گفته پزشک این تیم، او از لحاظ جسمانی در سلامت کامل بوده است. دلیل مرگ ناگهانی این بازیکن فوتبال هنوز معلوم نیست ولی تحقیقات در این ضمینه ادامه دارد
این چندمین مرگ ناگهانی در بین بازیکنان فوتبال است. در این چند ساله گذشته یک بازکن پرتقالی به علت ایست قلبی در هنگام مسابقه و یک بازیکن سوئدی نیز جان خود را از دست داده اند. اما دلیل اصلی مرگشان هنوز مشخص نیست!!! در حالی که سوءظن ها به سوی مکمل های غذایی این بازکنان است، تحقیقات مربوطه جواب واضحی در این مورد نداده است

منبع: سایت اینترنتی باشگاه اف سی اوترخت

شنبه، آذر ۰۵، ۱۳۸۴

آیا می دانید عامل اصلی ورم معده، زخم معده و زخم دهانه روده که بیماریهای بسیار شایعی هستند، چيست؟

ژنیتیکی و یا فزیولوژیکی -1
باکتریایی -2
ناراحتی های عصبی ورژیم غذایی -3

فکر کنم با قاطعیت گزینه 3 را انتخب کرده اید و شانس بسیاری کمی برای گزینه 1 قائل هستید و حتما گزینه 2 را هم کاملا غلط می دانید
!اما تحقیقات جدید دانشمندان چیزه دیگری می گوید

تا بيش از 20 سال قبل تصور می شد که ناراحتی عصبی و عادات شخصی علت اصلی تورم معده، زخم معده و زخم دهانه روده است اما در سال 1982 دو دانشمند استراليايی ثابت کردند که يک باکتری به نام هليکوباکتر پايلوری در واقع مجرم اصلی به حساب می آيد. رابين وارن و بری مارشال نشان دادند که اين باکتری که در بخش انتهايی معده رشد و نمو می کند در ايجاد بيش از 80 درصد از موارد اين بيماری نقش بازی می کند. اما به لطف مطالعات آنها زخم معده و زخم روده ديگر بيماری هايی مزمن و شديدا دردناک به حساب نمی آيند چرا که امکان درمان قطعی آنها با مصرف کوتاه مدت داروها و آنتی بيوتيک ها فراهم آمده است. رابين وارن و بری مارشال به پاس خدمت بزرگشان به علم پزشکی جايزه نوبل پزشکی سال 2005 را دريافت کردند- بی بی سی

چهارشنبه، آبان ۲۵، ۱۳۸۴

مرگ نوزاد هندي كه هنگام تولد قلبش بيرون از بدنش بود

عکس بالا نوزاد هندي راكه به هنگام تولد، قلبش بيرون از بدنش بود، نشان می دهد. قلب اين نوزاد دختر كه به هنگام تولد روي سينه و بين گردن و سمت چپ استخوان ترقوه‌اش قرار داشت به دستش چسبيده بود. والدين اين نوزاد پس از فهميدن اين نارسايي، فرزندشان را به يك آسايشگاه در ايالت كوبراي هند بردند. پزشكان به آنها پيشنهاد كردند كه نوزاد را براي يك جراحي پيوند فوري به بيمارستان چنايي آپولو منتقل كنند؛ اما آنها قادر به پرداخت هزينه‌ جراحي نوزادشان نبودند و در نهايت وي را پس از دو روز به دليل ابتلا به عفونت از دست دادند. قلب اين نوزاد در حالي كه در بيرون از بدن وي قرار داشت، توسط شبكه‌اي از رگ‌ها و سرخرگ‌ها به اعضاي داخلي بدنش متصل بود. به طور طبيعي نوزاداني كه با اين نارسايي متولد مي‌شوند، قلب آنها به دليل عدم حفاظت دچار عفونت شده و ظرف چند ساعت اول جان خود را از دست مي‌دهند - خبرگذاری دانشجویان ایران

سه‌شنبه، آبان ۲۴، ۱۳۸۴

.داشتیم یک رفیق لوتی پیدا میکردیم که اون هم پرید، امروز پرواز داشت
البنه خوبیه رفاقت اینه که اگه به دست آوردی، کار تمومه و خیلی سخته که ازش
!دل بکنی. هر چند که فاصله ای بین ما پیش آمده، اما دل هامون به هم خیلی نزدیکه
ازش درسهای زیادی در این مدت کوتاهی که با هم آشنا شدیم، یاد گرفتم. مخصوصا در این چند ماه آخر، چه بحث هایی که نکردیم و چه نظریه های که ندادیم. معنای بیکسی و تنهایی همدیگر را تو غربت مدرنیزه خوب میفهمیدیم و باعث شد خودم را
. بیشتر بشناسم وزندگی را از زوایای مختلفی نگاه کنم
...الان دیگه فکر کنم هواپیما روی زمین نشسته. دوستان بجای ما
به امید دیدار هر چه زودتر

دوشنبه، آبان ۱۶، ۱۳۸۴

:حسرت دو تا چبز را ما تو زندگیمون، همیشه خوردیم
یکی، یک رفیق لوتی و با مرامه، که هیچ وقت نداشتیم
یکی هم، یک پیکان جوانان گوجه ای که چی!!!؟ ، زید بقل، باربند بالا، جاده بال
ا، بندازی بری بالا دیزین اسکی
--------------------------------
قسمتی از گفته های حسن در فیلم کما

این حرف ها خیلی به دلم نشست، خیلی بهش فکر کردم که آیا دیگه آدم تو زندگی
آرزویی غیر از این دو مورد داره؟
شما چی فکر می کنید؟

پنجشنبه، آبان ۱۲، ۱۳۸۴

امشب برای من، شب به یاد ماندنیه . فقط یک بار در ساله و حس و حال خودش را داره، احساس بزرگ شدن میکنم .به گذشتم مینگرم ومنتظر فرداها خوام ماند. بیست و یکمین پاییزی است که تو زندگیم دارم میبینم و پنجمین پاییز در هلند. امیدوارم سال های آینده، شمع آرزوهایم را در کنار پدر و مادرم فوت کنم

یکشنبه، مهر ۲۴، ۱۳۸۴

فصل امتحانات دوباره داره از راه می رسه، تا آمدیم چشم بهم بذاریم 6 هفته کلاس ها سپری شد و الان مثلا در هفته مطلاعه آزاد هستیم، جون خودمون چه قدر هم درس میخونیم! این شنبه و یکشنبه که هم هر کاری کردیم جز درس،کتاب هم خواندم اما نه کتاب درسی، بلکه چند برگی از کتاب پدر و پسر (ناگفته ها از زندگی و روزگار پهلوی). تازه یک کتاب جدیدی هم به دستم رسید، ترجمه کتاب داوینچی کد، که بر خلاف تصورم نمیدونم چرا این قدر نازکه! کتاب به اون عظمت در حدود 200 صفحه ترجمه شده. معلوم نیست بقیه اش چی شده؟ مترجم حال ترجمه نداشته یا اینکه سانسور شده !

خواندن این کتاب را بهتون پیشنهاد می کنم. من این کتاب را با ترجمه نوشین ریشهری از انتشارات نگارینه خواندم که خیلی خلاصه شده بود و این کتاب قطور تنها در 200 صفحه ترجمه شده است. شاید ترجمه این کتاب توسط انتشارات زهره این مشکل را نداشته باشه (عکس بالا) می توانید نقد مختصری از کتاب را با کلیک بر لینک زیر ببینید
بی بی سی - داوینچی کد
<-
اما خوب هنوز یک هفته ای تا امتحانام وقت مونده، دیگه قراره از فردا شروع کنم (با خودم قرار گذاشتم)، اما اینکه قولم به عمل تبدیل بشه، احتمالش کمه. آخه میدونید حسش نیست یا بهتره بگم فکر نکنم فردا حسش بیاد، باید حتما حس شب امتحان باشه، تا حس درس خوندن هم بیاد. تو این مدت 3-4 ساله که از دوران دانشجوییم میگذره خیلی خواستم که این عادت کثیف را بی خیال بشم و برای یک ترم هم که شده بچه + باشم و شب امتحانی درس نخوانم، اما نشده. انگار یک جور تو پوست و خونمونه، (
از ماست که بر ماست). اما نه اینکه اصلا نشده ، اما بطور کامل اون جور که می خواستم نشده. خلاصه بگم که من یک شب امتحان با خیال راحت چشم روی هم نذاشتم و نخوابیدم. اما حس وحال بعد امتحان وقتی که امتحانم خیلی خوب بشه هم دیدن داره
...دیگه میخواهم این ترم شب امتحانی نباشم

چهارشنبه، مهر ۲۰، ۱۳۸۴

قطره دریاست، اگر با دریاست
!ورنه، او قطره و دریا دریاست
!جایی که دریاست، من کیستم ؟
گر او هست حقا که من نیستم

شنبه، مهر ۰۹، ۱۳۸۴

به مناسبت روز بزرگداشت مولوی

رو سر بنه به بالین ، تنها مرا رها کن
ترک من خراب شبگرد مبتلا کن

ماییم و موج سودا، شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا ، خواهی برو جفا کن

از من گریز تا تو ، هم در بلا نیفتی
بگزین ره سلامت، ترک ره بلا کن

ماییم و آب دیده ، در کنج غم خزیده
بر آب دیده ما صد جای آسیا کن

خیره کشی است مارا ، دارد دلی چو خارا
بکشد ، کسش نگوید : تدبیر خونبها کن

بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد
ای زرد روی عاشق ، تو صبر کن، وفا کن

دردی است غیر مردن ، آن را دوا نباشد
پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن؟

در خواب ، دوش، پیری در کوی عشق دیدم
با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن

گر اژدهاست بر ره ، عشق است چون زمرد
از برق این زمرد ، هین ، دفع اژدها کن

پنجشنبه، مهر ۰۷، ۱۳۸۴

گذری به حافظ

در پی یک شب آشفتگی وبی قراری، گذری به دیوان حافظ
: زدم. حضرت هم، اینچنین جوابم داد
----------------------------------------------------------------------------------
زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نيست
در حق ما هر چه گويد جای هيچ اکراه نيست

در طريقت هر چه پيش سالک آيد خير اوست
در صراط مستقيم ای دل کسی گمراه نيست

تا چه بازی رخ نمايد بيدقی خواهيم راند
عرصه شطرنج رندان را مجال شاه نيست

چيست اين سقف بلند ساده بسيارنقش
زين معما هيچ دانا در جهان آگاه نيست

اين چه استغناست يا رب وين چه قادر حکمت است
کاين همه زخم نهان هست و مجال آه نيست

صاحب ديوان ما گويی نمی‌داند حساب
کاندر اين طغرا نشان حسبه لله نيست

هر که خواهد گو بيا و هر چه خواهد گو بگو
کبر و ناز و حاجب و دربان بدين درگاه نيست

بر در ميخانه رفتن کار يک رنگان بود
خودفروشان را به کوی می فروشان راه نيست

هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست
ور نه تشريف تو بر بالای کس کوتاه نيست

بنده پير خراباتم که لطفش دايم است
ور نه لطف شيخ و زاهد گاه هست و گاه نيست

حافظ ار بر صدر ننشيند ز عالی مشربيست
عاشق دردی کش اندربند مال و جاه نيست

جمعه، شهریور ۲۵، ۱۳۸۴

يك گزارش آمارى

Posted by Picasa

( يك گزارش آمارى اپيدمى افسردگى در ايران را بررسى مى كند ( لینک

گاهى فكر كردن سخت ترين كار دنيا مى شود. وقتى كه از زندگى نا اميد شده ايد و دلتان مى خواهد چند سالى از زندگى مرخصى بگيريد. معمولاً در اين مواقع با يك تلنگر اشك آدم سرازير مى شود. اين حالت ها گاهى سراغ آدم مى آيد. اما گاهى هم مى آيد و مهمان مى شود. اينجاست كه زندگى ديگر رنگى ندارد و آدم «افسرده» مى شود. در تعريف روانشناسى افسردگى آمده است: «افسردگى ناتوانى در تصميم گيرى در زمينه هاى مختلف زندگى است.» حال مى توان اين ناتوانى را به مسائلى مانند ازدواج، دانشگاه، انتخاب شغل و. . . ربط داد. در اين بين خيلى چيزها هست كه مى تواند باعث شود انگيزه اى براى زندگى وجود نداشته باشد. روانشناسان
. ازمحيط هاى پر تنش و نداشتن مهارت هاى ارتباطى براى دليل اين مشكل نام مى برد
...
اما زندگى هنوز ادامه دارد و مى تواند تا بى نهايت ادامه پيدا كند. بهترين راه براى دور ماندن از اين همه احساس بد يك ذره ايمان و محبت است نسبت به آدمها تا همه سهمى داشته باشند براى زندگى. زندگى را سر طاقچه عادت از ياد نبريد كه هنوز مهربانى و سيب و ايمان و شقايق هست

چهارشنبه، شهریور ۲۳، ۱۳۸۴

باور کن
ای ستاره درخشان شب های تاریک تنهایی ام
وقتی نیستی گویا هوا بارانی است

دوشنبه، شهریور ۲۱، ۱۳۸۴

...همیشه با تو

،حیرانی ، دلتنگی ، همدلی
همه فریاد زدند
شاید که مرحمی بر زخم بی قرار تو و من باشد
...اما دریغ
که در کنارت نیستم

اما معنای زنده بودن من، با تو بودن است "
نزدیک ، دور
سیر ، گرسنه
رها ، اسیر
دلتنگ ، شاد
! آن لحظه ای که بی تو آید مرا مباد

معنای عشق نیز
در سرنوشت من
" .با تو ، همیشه با تو ، برای تو ، زیستن


" " با اختلاص از اشعار فریدون مشیری" "